زنان زندانی ایرانی بدست اطلاعات رژیم ایران مورد شکنجه قرار گرفته اند

0
49

منبع: تلویزیون العربیه »  تاریخ : ۲۵مرداد۱۳۹۹

تلویزیون العربیه 15 اوت 2020: گزارش ویژه ـ زنان زندانی ایرانی بدست اطلاعات رژیم ایران مورد شکنجه قرار گرفته اند
یک زندانی سابق: این رژیم در داخل زندان و خارج آن مثل داعش کار میکرد و به دختران مجرد زندانی تعرض کرده و سپس آنها را اعدام مینمود.
یک زندانی سابق: با وحشیگری مورد شکنجه قرار گرفت و مادرش وقتی پیکرش را تحویل گرفت نتوانست هویت دخترش را تشخیص دهد و گفت او فرزند من نیست.
یک زندانی سابق: وقتی وارد زندان شدم احساس کردم  نمیتونم نفس بکشم و سوال میکردم تا کی اینجا میمانم
گزارش: ایران در زمنیه رفتار با زنان زندانی یکی از بدترین کشورهاس جهان است و میتوانیم اوضاع را در آن ظالمانه و طاقت فرسا توصیف کنیم.
زنان زندانی
مجری (رفاه السعد ـ خبرنگار العربیه ـ کانادا) : ما داستانهای زیادی از آنها شنیده ایم و یا درد و رنجهای آنها را خوانده ایم. من به شخصه انتظار نداشتم که روزی با این زنان دیدار کنم و برایم آنچه مخفی و پوشیده بود و آنچه در پشت میله های زندان در ایران رخ میدهد را رو در رو برایم تعریف کنند.
سیمین بورچی زندان اوین ـ تهران و زندان قزلحصار ـ کرج:
دوره سختی بر من گذشت. ولی دو چهره مطلقا از ذهنم پاک نمیشود. زیرا روز اول که به زندان اوین رفتم ما را به محل مشخصی بردند. در آنجا خیلی از افراد بصورت چشم بسته در مقابل یکدیگر نشسته بودند. شنیدم که یکی از زندانبانان همراه با یک دختر 13 یا 14 آمد. او مثل یک روح سفید و کودکی ضعیف الچثه‌ای بود. زندانبان گفت:‌ من لباس جدید نیاز دارم کسی دارد؟ من یک روسری و کاپشن و لباس میخواهم و گفت این بچه امشب ازدواج خواهد کرد. پیش از رفتن به زندان شنیده بودم که قبل از اعدام به دختران تعرض میکنند ولی باور نمیکردم و میگفتم که اینها صرفا شایعه است ولی اینرا خودم دیدم.
فرشته رحمتی ـ زندان قائمشهر مازنداران: همش در این فکر بودم که خانواده‌هایمان در مورد ما چه فکر میکنند و چه بسا از نگرانی نتوانند بخوابند. همانطور که میدانید خیلی از زندانیان با زور مورد تعرض قرار گرفتند. ما از این وضعیت وحشتناک خیلی نگران بودیم خصوصا که همه میدانستند که چه شکنجه‌ها و تعرضاتی در حق زنان زندانی تا رسیدن به اعدام انجام میشد.
گزارش: زندانیان ایرانی مخالف سیاست آخوندها بودند. برخی از آنها این جسارت را داشتند که از فجایع اتاقهای تاریک صحبت کنند ولی بسیاری از آنها اعدام شدند و فرصت صحبت و بیان نگرانیهایشان را پیدا نکردند.
شهین سونگ ـ شهر کرمانشاه:‌ شروع اینکه انتخاب کردم فعالیت کنم، 18 ساله بودم و دبیرستان را تمام کرده بودم. یک دوست نزدیک داشتم و بمدت 4 سال با هم به مدرسه میرفتیم. او فردی بسیار باهوش، مهربان و دانش آموزی ممتاز بود. او را دستگیر کردند و طی چند ماه شنیدیم که در زیر شکنجه شهید شده است. او را بصورتی وحشیانه شکنجه کردند طوری که مادرش وقتی پیکرش را تحویل گرفت نتوانست هویت فرزندش را تشخص دهد و گفت این فرزند من نیست. موی سر او را کاملا زده بودند و تمام بدنش کبود شده بود حتی من شندیدم که در زندان به او تعرض کرده بودند.
گزارش: داستانهایی دردناک و فجیع. زندانیان زن روزانه در معرض ضرب و شتم و مجازات قرار میگیرند و اتهام آنها مطالبه حقوق زنان و برخی آزادیهای مدنی است که قوانین انسانی آنها را تضمین کرده که البته زنان زندانی از حق محاکمه‌ی عادلانه یا حتی شنیدن صحبتهایشان برخوردار نیستند.
سارا جهرمی ـ زندان سپاه پاسداران در جهرم: موقعی که من دستگیر شدم مرا بمدت 3 روز پیاپی به یک دستشویی تاریک بردند. نمی فهمیدم که کجا هستم و فقط صدای جیرجیرکها را میشنیدم و از آنجا فهمیدم که در یک دستشویی هستم. آنها زنان زندانی را در زندانهای انفرادی می انداختند. زندان معمولا در زیرزمین قرار داشت تا نفرات را شکنجه کنند و مسائل وحشتناکی در آنجا رخ میداد. آنها چراغها را خاموش میکردند و صدای فریادهای زندانیانی که در زیر شکنجه بودند را میشنیدیم که برایم خیلی دردناک بود و مطلقا از خاطره‌‌ام پاک نمیشود. همچنین دیدن یکی از بستگانم که دستگیر شده بود و بعد از سه روز شکنجه شهید شد.
گزارش: اتاقی بسیار بد و کوچک با وضعیتی  اسفبار.   زندانیان در زمان خواب مانند کنسرو ساردین، فشرده میشدند.
سیمین بورچی: هر اتاق مثل این اتاق بزرگ بود ولی 100 نفر در آن بودند و باید افراد تقسیم میشدند و مثل کنسرو ساردین سر به پا و پا به سر میخوابیدیم. و باید خوابمان را برنامه ریزی میکردیم.
فرشته رحمتی:‌ ما اینطور میخوابیدیم. 20 نفر سرمان به سمت سمت دیوار و پاهایمان به سمت دیگر بود و پاهایمان به یکدیگر میخورد.
سیمین بورچی:‌ وقتی وارد زندان شدم احساس کردم که نمیتوانم نفس بکشم و سوال میکردم تا کی اینجا خواهم ماند.
گزارش:‌ کسانی هستند که بصورتی شگفت انگیز از زندانها رژیم ایران خارج شدند ولی خاطراتشان همچنان مملو از تصاویری وحشتناک و وقایعی دردناک است که برایشان در این زندانها اتفاق افتاده. و این بهایی است که آنها برای فرار و درخواست پناهندگی در کشورهای مختلف از جمله در کانادا پرداخته اند.
سارا جهرمی: بعد از آن حتی بعد از آزادی دوباره چند بار دیگه ما را برای انجام تحقیقات احضار کردند و طبعا من و  همسرم هم که زندانی بود را مستمر میخواستند و در آخرین بار مطمئن شدیم که آنها ما را آزاد نخواهند کرد و ما تصمیم گرفتیم که به ترکیه فرار کنیم و پنج سال در آنجا ماندیم و سپس به کانادا مهاجرت کردیم.
گزارش: داستانهای آنها در جزئیات مشابه است و شبح خاطرات از ذهنشان پاک نمیشود. خصوصا وقتی به یاد می آورند که برخی از رفقایشان همچنان در زندانهای رژیم ایران میباشند و روزانه در معرض اهانت و شکنجه قرار دارند. امری که آنها را بر آن داشت که از وحشیگری رژیم از گفتن واقعیتی که در معرضش قرار گرفتند اجتناب کنند.
شهین سونک: بسیاری از این نمونه‌ها وجود دارد. امروز 120 هزار شهید در پرونده مقاومت وجود دارد و در حدود نیمی از آنها را دختران کوچک و زنانی 20 تا 35 ساله تشکیل میدهند.
سیمین بورچی:‌ به من گفتند اول تو را میزنیم و بعد سوالها را میپرسیم. ما صحبت میکردیم که یکدفعه شالم را در آورد که من اعتراض کردم. او  شال را روی صورتم گذاشت  و  مرا روی زمین انداخت. یکی از همکارانش پایم را گرفت و دیگری آنها را به هم بست و شروع به زدن نمود. دهها شلاق اول خیلی قوی و دردناک بود و با صدای بلند فریاد میزدم. به همین خاطر مرا با زور نگه داشته بودند طوری که نتوانم نفس بکشم و فریاد بزنم.
فرشته رحمتی: اتاق ما در طول 6 متر بود و در آن تقریبا 33 تا 44 نفر حضور داشتند. به ما دو پتوی سربازی داده بودند. ما یک پتو را باز میکردیم و آنها را 4 قسمت میکردیم و به این شکل استراحت میکردیم. آنها ما را سه بار برای نماز به دستشویی میبردند. فکر کنید که برای 44 نفر تنها  3 دستشویی وجود داشت و زمان خیلی کمی به ما میدادند. وضعیت بسیار وحشتناک بود.
سارا جهرمی: یکی از مسائلی که نمیتوانم فراموش کنم موضوع دستگیری دو تن از فعالان در خیابان است. آنها را به ماشین بستند و در مسافتی طولانی آنها را روی جاده کشیدند و آنها را در خیابان رها کردند تا عابران آنها را به بیمارستان بردند ولی نیروهای امنیتی آنها را دنبال کرده و در آنجا آنها را کشتند.
چه بسا در ایرانی که شعارش اسلام میباشد کسی انتظار نداشته باشد، زندانیان زن خصوصا محکومان به اعدام مورد بی حرمتی تا حد تعرض قرار گیرند. اغلب تعرض آخرین اقدام حکومت قبل از اجرای اعدام میباشد. به گفته زندانیان قاعده در زندان سیاسی اینست که زنی که قرار شده اعدام شود اعدام نمیشود اگر مجرد و غیر متاهل باشد. یک اعتقاد مذهبی هست که ادعا میکند زن، اگر مجرد بمیرد به بهشت میرود و  تضمین رفتنش به جهنم اینست که زندانی یا مورد تعرض قرار گیرد یا قبل از اعدام با جلادی که او را اعدام میکند ازدواج کند. و این ازدواج بر اساس یک عقد شرعی و رسمی است. که در آن میزان مهریه مشخص میشود و این مهریه متعاقبا به خانواده‌ قربانی داده میشود و بمثابه اطلاع رسانی رسمی مبنی بر اعدام اوست.
سیمین بورچی:‌ تعرض به او بالاترین شکنجه برای ما بود. همانطور که سیما حکیم گفت. او در حالیکه گریه میکرد گفت: من از این (شکنجه) نگران نیستم من نگران هستم که وقتی آنها حکم اعدام مرا بدهند به من تعرض خواهند کرد زیرا من خودم اینرا از تلویزیون شنیدم. آنها میگفتند که ما زن مجرد را اعدام نمیکنیم زیرا نمیخواهیم به بهشت برود. خدا گفته که زن مجرد وقتی بمیرد به بهشت میرود ولی ما نمیخواهیم که آنها به آنجا بروند. به همین دلیل به آنها تعرض میکردند.
سارا جهرمی: من میخواهم بگویم که این رژیم در داخل و خارج زندان مثل داعش کار میکرد و زنان مجرد زندانی مورد تعرض قرار میگرفتند و بعد از آن اعدامشان میکردند و همزمان سایر زندانیان که هنوز محاکمه نشده بودند بدون استثناء چک میشدند که متاهل نباشند و مجرد بودن آنها که به اثبات میرسید در پرونده‌هایشان ثبت میشد.
مجری: برجسته‌ترین چیزی که زندانیان سیاسی سابق فاش کردند اینست که رژیم ایران از خاکسپاری زنان اعدام شده در آرامگاههای عمومی جلوگیری میکرد.
و این بهایی است که خانواده‌های قربانیان برای یافتن محلی دیگر برای دفن آنها میپردازند. هافو بارزکیر فعال سیاسی ایرانی توسط رژیم اعدام شد و در بصورت مخفیانه در خانه‌اش دفن شد.
سارا جهرمی: ما در مجموعه‌های شش نفره در مقابل قاضی قرار میگرفتیم و برای مجموعه شش نفره اول حکم اعدام  و به مجموعه شش نفره دوم حبس ابد داده میشد. و من جزء زندانیانی بودم که به آنها حکم ابد داده شد که متعاقبا بدون هرگونه سوالی به شش سال زندان کاهش یافت. آنها فقط اسامی ما را میخواستند و ما طبق معمول میگفتیم: مجاهد.
گزارش: نرگس غفاری یک فعال رسانه‌ای و حقوق بشری است که مسئولیت دفاع از زنان را بر عهده گرفته تا صدای آنها باشد. کسانیکه خواستار آزادی و دمکراسی هستند. نرگس میگوید خشونت رژیم ایران در قبال زنان نشانه ترس آن از خشم فزاینده آنهاست و از این هراس دارد که تبدیل به سنگر مبارزاتی در خطوط رویارویی بشوند. به همین دلیل قصد دارد آنها را بصورتی وحشیانه سرکوب کند.
نرگس غفاری: من فکر میکنم که من مسئولیت دارم چرا که آزادانه در کانادا زندگی میکنم و همه چیر مرا قادر میسازد که مردم را نسبت به وضعیت زنان در ایران آگاه سازم. من فکر میکنم که این مسئولیت همه ایرانیهاست و همه کسانیست که دوستانی در ایران دارند باید صحبت کنند و من راه را برای صحبت سایرین باز میکنم. بطورمثال میگویند من یک دوست دارم و خانواده‌اش در ایران است ولی نمیتواند در مورد درد و رنجهای خانواده‌اش صحبت کند. طبعا این خیلی ناراحت کننده است. من فکر میکنم که بعنوان یک انسان مسئولیت دارم که در مورد آنچه در ایران رخ میدهد صحبت کنم.
گزارش: زن ایرانی در خارج کشور از مورد پیگرد قرار گرفت توسط رژیم آخوندی خلاصی ندارد. بطور مثال بر روی ایمیل نرگس تهدیداتی از سوی سپاه پاسداران ایران انجام شده و از او خواسته‌اند که انتقاداتش به رژیم را متوقف کند و گرنه …
نرگس غفاری: برادرم به من گفت که از طرف شعبه اطلاعات سپاه پاسداران نامه‌ای برایم دارد. آنها 4 گزینه در مقابل من قرار داده بودند. یا در کانادا باقی بمانم و کاری نکنم و یا در کانادا بمانم و فعالیتهایم را ادامه بدهم و ببینم که چه اتفاقی می‌افتد یا اینکه به ایران برگردم و کاری نکنم و آنها به کسی آسیب نمیرسانند.
گزارش:‌ این موضوع در پارلمان کانادا بازتابی گسترده داشت که این تهدید را محکوم کرده و آنرا تروریسم توصیف نمود.
دیوید اندرسور عضو پارلمان کانادا:‌ سپاه پاسداران ایران به جایی رسید که صرفا مردمش را سرکوب نمیکند بلکه در امور همسایگانش در خاورمیانه دخالت میکند. کما اینکه کانادائیها را نیز تهدید و ارعاب میکند مانند گوینده رادیو نرگس غفاری که افراد خانواده‌اش مجبور شدند به او نامه‌ای بدهند که در آن خاطرنشان شده بود فعالیتت را متوقف کن تا کسی آسیب نبیند.
گزارش: همچنان صدای سازمانهای بین المللی و حقوق بشری با خواست آزادی زنان زندانی در زندانهای رژیم ایران بلند است. زندانیانی که از ساده ترین نیازمندیهای انسانی نیز برخوردار نیستند. این سازمانها به توقف اجرای احکام اعدام فراخواندند ولی حاصلی نداشته است.
شهرام گلستانه رئیس موسسه ایرانی حقوق بشر:  تنها چیزی که که میتوانیم در مورد حقوق زن ایرانی و مساوات او با مرد یا حتی بیش از آن بگوییم  میزان مجازاتی است که در قانون ایران در سطح داخلی و خارجی به زنان روا داشته میشود. به همین دلیل ما بعنوان یک سازمان حقوق بشری و سازمان ایران برای دمکراسی تلاش میکنیم که صدای آنها باشیم. و آنرا در جامعه کانادا و سیاستمداران کانادایی و خصوصا زنان منعکس میکنیم. به همین دلیل مسئولیت خودمان میدانیم که صدای آنها باشیم زیرا آنها کسی را ندارند که از آنها پشتیبانی کند.
شهین سونگ ـ فعال سیاسی:‌ خانم مریم رجوی صدای این زنان است و با تمام توان تلاش میکند این جنایتکاران را به دادگاهها بکشد. من به این خانم احساس نزدیکی  میکنم و به او و کار با او افتخار میکنم زیرا بسیار قوی است و یک رهبر است. او طی 40 گذشته از تمام زندگی و سازمانش  گذشته گذشته تا آزادی به مردم مظلوم ایران باز گردد.
گزارش: نقضهای وحشتناک به حقوق بشر علیه کسانی اعمال میشود که نیمی از جامعه توصیف میشوند. آنها مادران و خواهران و دختران میباشند.
شهرام گلستانه: بر این باورم که اولین مسئولیت اصلی حقوق زنان و موضوع مساوات و بیش از آن میباشد. همچنین مردان ایرانی باید به نیابت از دخترانشان و خواهرانشان و مادرانشان که نیمی از جامعه هستند سخن بگویند. کسانیکه پشتیانی ندارند. من فقط خرسند نیستم بلکه احساس مسئولیت میکنم که صدای این زنان باشم.
گزارش: اتهامات مختلف احکامی اجحاف شده به اسم عدالت گم شده صادر میشود. و زنان زندانی که سکوت خود را شکسته اند برای ما فاش کردند که زنان زندانی از ساده ترین حقوق نیز برخوردار نیستند. و بطور معمول از ارسال نامه یا برقرار ارتباط با خانواده هایشان جلوگیری میشود. و ملاقات تحت نظر قرار داشته و همراه با محدودیتهای نگهبانان میباشد.
ماتاس دیوید ـ کارشناس قانونی ـ کانادا:‌ 193 عضو در ملل متحد وجود دارد. 6 تا از آنها توافقنامه نابودی کلیه اشکال تبعیض علیه زنان را امضا نکرده اند. ایران یکی از این شش کشور میباشد و این تصویری در مورد وضعیت بد در آنجا به شما میدهد. ایران در رفتار با زنان در زندانها یکی از بدترین کشورهای جهان است و این بخشی از تبعیض قلمداد میشود. ما میتوانیم اوضاع را بیرحمانه و استبدادی توصیف کنیم. و هیچ احترامی به حقوق بشر گذاشته نمیشود.
گزارش: سانسور رسمی در مورد تعداد زنان زندانی و زنان اعدام شده  فقط از طرف رژیم اعمال نمیشود بلکه حتی برخی از خانواده‌ها قبول نمیکنند که این امر روشن شود. زیرا هراس دارند که توسط دستگاههای رژیم مورد پیگرد قرار گیرند. در همین حال شورای ملی مقاومت ایران میگوید که هزاران زندانی زن وجود دارد و در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی 106 زن تا کنون اعدام شده اند. برخی هستند که سپاه پاسداران بارها تلاش کرده  آنها را دستگیر کند ولی موفق نشده و پسر 17 ساله اش را به اتهام وابستگی به گروههای مخالف اعدام نموده است.
مینا منافی ـ تهران: اونشب بچه من نیومد و خیلی نگران شدم.  همه بیمارستانها و همه جا را بخاطر تظاهراتهای مسالمت آمیز پر شده بود. ولی رژیم به آنها حمله کرد و بسیاری از جوانان را کشت. آنها را به زندان اوین بردند و در محوطه زندان آنها را اعدام کردند. پسر من فقط 17 سال داشت و تنها چیزی که میخواست آزادی بود.
مجری (رفاه السعد ـ خبرنگار العربیه ـ کانادا) : اینها نمونه‌هایی از زنانی بودند که دستگیر شده و در زندانهای رژیم ایران مورد شکنجه قرار گرفته بودند. و بسیاری هستند که از صحبت کردن یا ظاهر شدن در مقابل دوربین هراس دارند.
گزارش: با چشمانی اشکبار آنچه بوقوع پیوسته را به یاد می آورند و برخی از آنها بسیار پر صلابت هستند. همچنین برخی فعالان و وکلای دفاع از حقوق سلب شده زنان در ایران کار میکنند.
نرگس غفاری: همانطور که شکسپیر گفته:‌ بودن یا نبودن . بر این باورم که زنان ایرانی فقط برای بودن میجنگند.
یک زندانی سابق:‌ این موضوع فقط مربوط به مادران ایرانی نیست و فقط مربوط به ایران نیست. ما انسان هستیم و احساس داریم ما همچون ماداران سوری و عراق احساس سختی

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here