ترس از سرنگونی- یادداشت سردبیر

تصور نکنید سرنگونی فقط در خیابان های تهران صورت میگیرد. نه نیویورک هم میتواند جای گردهمایی کانون های شورشی بر علیه رژیم سفاک ولایت فقیه باشد. در روز ۲۵ سپتامبر به رسم همه ساله روبروی سازمان ملل در تظاهراتی که بر علیه حضور روحانی در مجمع عمومی به ما بپوندید.

0
354
تظاهرات ایرانیان علیه حضور آخوند روحانی در سازمان ملل - سپتامبر۲۰۱۷

بن بست لاعلاج در تمامی زمینەها، چه داخلی، چه بین المللی و چه منطقەای، ترسی عمیق در تمامی لایه های رژیم پراکنده . همین ترس خود عاملی شده است برای تشدید فروپاشی و از هم گسیختگی رژیم. گرچه بن بست رژیم در حل مشکلات از ماهیت او نشات میگیرد ولی ترسی که هم اکنون در وجودش رخنه کرده بطور خودبخودی صورت نگرفته است و حاصل مبارزات مردم و فعالیت مقاومت است. مبارزه ای که در داخل ایران توسط کانون های شورشی و در خارج توسط حامیان مقاومت فروزان نگاه داشته شده است، میرود که سرنگونی را محقق کند. اینکه در چه زمانی این سرانجام محتوم مادیت مییابد بستگی به عزم همگی ما دارد.

قیام در داخل و فشار از خارج

حکومت ولایت فقیه در محاصره مجموعه ای از چالشهای داخلی و خارجی دست و پا میزند. شعار سرنگونی و براندازی که تا سال پیش بندرت در فضای عمومی شنیده میشد، هم اکنون به گفتمانی رایج بدل شده است. شاخص انزوای بین المللی رژیم را فقط در صحن مجامع دیپلماتیک نباید جستجو کرد، بلکه آثار این انزوا به وضوح در صرافی های میدان فردوسی تهران قابل مشاهده است. اسکناس ۱۰۰۰ تومانی رژیم معادل سکه ۱۰ سنتی شده است. بحران ارزی به همراه فساد داخلی شیرازه اقتصاد رژیم آخوندی را از هم پاشیده. اگر تا دیروز اقشار فرودست بودند که با فریاد “مرگ بر گرانی” شروع میکردند و بعد از چند روز شعارشان به “مرگ بر خامنه ای – روحانی” ارتقاء پیدا میکرد، امروز اقشار متوسط جامعه و بازاریان از همان روز اول شعار “مرگ بر آخوند” میدهند و سر را نشانه میروند. قیام گسترده تر شده است و اقشار متوسط هم به ان بیوسته اند. قیام عمیق تر شده است و از همان روز اول سراغ سرنگونی میرود.
روزی نیست که یک شرکت دیگر خارجی بساط خود را برنچيند و از ترس تحریم های ثانویه، رژیم آخوندی را تنها نگذارد. طنین چرخه اخبار و تحلیل های گوناگون درباره حال نزار و فرتوت رژیم آخوندی فضای مجازی را پر کرده و به همین دلیل، ترس را به وضوح بین حامیان رژیم رسوخ داده است. شاید تصور شود که با این وضع بحرانی، باندها و دستجات رژیم کنار هم میایند و چارەای می اندیشند. ولی از آنجایی که رژیم فی الواقع در بن بست است و راه حلی ندارد و اگر هم میداشت چون مملو از دزد و شیاد و غارتگر است، نمیتوانست چنين طرحى را اجرایی کند، روند فروپاشی و از هم گسیختگی فزونی مییابد.

دولت امریکا هم به این نتیجه رسیده است که سیاست مماشات نتوانسته منجر به تغییر رفتار رژیم بشود. باید با فشار تحریم ها وارد شد. فاز اول ان هم شروع شده است و نهاد جدیدی در وزارت خارجه امریکا ملزم به نظارت بر این امر شده است. ترس و لرزی که رژیم را احاطه کرده، گرچه پایه در واقعیات مادی روز دارد، ولی تبلیغات خود رژیمی ها هم این ترس را شدت می بخشد. مثلا بخشی از حامیان رژیم، بخصوص ان عده که خواهان مدارا با غرب و امریکا هستند، دائم در بوق عنقریب بودن جنگ خیالی خود از طرف امریکا میدمند. و اینکه چنین جنگی کشور را به خاک سیاه خواهد نشاند. پس بیایید و برای نجات “میهن و اسلام” ( یعنی حکومت آخوندی) کمی کوتاه بیاییم و با غرب بخصوص با اروپا مدارا کنیم.

شرایط بن بست برای ولی فقیه

بدنبال آخرین رشته از اعتراضات مردمی در اوائل مرداد ماه که ثابت کرد اعتراضات ادامه دار است، ولی فقیه به صحنه آمد تا با جو ترسی که بر حامیانش غلبه کرده به مقابله برخیزد. برای ولی فقیه مشکل بی ابی، کمبود برق، بیکاری جوانان تحصیل کرده، تعطیلی واحد های تولیدی، غارت سپرده های بانکی مردم، بی ارزش شدن پول ملی و صدها مشکل محیط زیستی و دیگر مسائل، مسئله روز نیست.

خودشان عامل این مشکلات در ۳۹ سال گذشته بوده اند. حل این مشکلات اساسا از عهده این رژیم دزد و غارتگر ساخته نیست. به همین دلیل این مشکلات دغدغه فکری ولی فقیه نیست. آنچه که برای ولی فقیه اهمیت دارد کنترل روحیه اعوان و انصار خودش است. در این شرایط ولی فقیه به میدان آمده است تا مشکل اصلی وحی و حاضر، یعنی ترس بین خودی ها را علاجی کند. اول به جماعت “ترسو” در داخل رژیمش میگوید که اینقدر جنگ، جنگ نکنید. جنگی صورت نخواهد گرفت. همان شعار جنگ، جنگ! ترجیع بند لابی های رژیم در خارجه است که حالا به داخل رژیم هم کشیده شده. ولی فقیه میگوید: کدام جنگ؟ جنگی صورت نخواهد گرفت. بس کنید و بی جهت خود را نترسانید. آخر جناح دلواپس بسیار پارس خوابیده میکند.

اخیرا یکی از قداره کشان ولایت که سردسته نیروی تروریستی قدس است کمی فحاشی کرد و به جای آنکه دنیا را بترساند موجب رعب و وحشت همین “ترسو” های مورد اشاره ولی فقیه شد. از طرف دیگر به جناح دلواپس که ترس آنرا دارد که مبادا رژیم بدون شلیک حتی یک گلوله خود را تسلیم کند، میگوید که مذاکره ای صورت نخواهد گرفت. کدام مذاکره؟ امریکا میخواهد که رژیم تغییر رفتار بدهد و خواسته های دوازده گانه ای را جلوی پای رژیم انداخته و میگوید تا اینها را انجام ندهی، تحریم برقرار است و البته هنوز تحریم ها به طور کامل اعمال نشده است. امریکا که نمیخواهد رژیم را سرنگون کند. میگوید تغییر رفتار بده تا تحریم ها برداشته شود. رژیم ادعا میکند که این اعتراضات و آشوبی که در مملکت است زیر سر امریکا و متحدین اوست. و آنچه که مشکل اصلی رژیم است اتفاقا همین اعتراضات مردمی است. اما در تناقضی آشکار ولی فقیه گفت که مشکل اقتصادی که به زعم او دلیل اصلی اعتراضات است، مبنای خارجی یعنی تحریم ندارد و علت داخلی دارد یعنی همان غارتگری و چپاولگری خودشان. عمل رژیم هم همین اعتقاد را نشان میدهد. چرا که اگر رژیم واقعا معتقد بود که منشاء اعتراضات از خارج می اید (همانگونه که میگوید) آنگاه در مذاکره با طرف خارجی میتواند آنرا به عنوان خواسته مطرح کند و با بده و بستان مساله را حل کند. نفت هم که دارد و می تواند ادامه حیات بدهد. ولی میداند کلید حل مشکلاتش در دست امریکا نیست. حتی خود سیاست مداران امریکایی هم اذعان کرده اند که سیاست تحریم رژیم فقط زمانی کارایی دارد که در بستر اعتراضات عمومی داخلی اجرایی شود. تازه این امریکایی است که قصد سرنگونی ندارد و فقط دنبال تغییر رفتار رژیم است.

پس رژیم میداند که امریکا نمی تواند پاسخگوی آمال رژیم باشد و مذاکره فایده ندارد. دیگر بهتر از اوباما که نمی شد. تمامی پول ها را خود خوردند و به مردم هیچ نرسید. اگر میشد که به سبک کره شمالی رفت و با امریکا روبوسی کرد و آشتی کنان راه انداخت که این راه باز است. ولی مذاکره با امریکا حلال مشکلات او نیست. پس خیال دلواپسان را راحت میکند و ترس آنها را آرامش میدهد که مذاکره ای در کار نیست.

پس ولی فقیه بین مرگ (ادامه و گسترش تحریم ها) و خودکشی (مذاکره) هیچکدام را نمی خواهد انتخاب کند. خود را دلداری میدهد که مماشات گران در انتخابات میان دوره ای امریکا پیروز خواهند شد و به همراه اروپا جلوی ترامپ خواهند ایستاد. بله این هم نشان میدهد که ولی فقیه راه حلی ندارد. حتی راه حل کوتاه مدتی هم برای رژیمش ندارد. در جواب آنهایی که با مردم روبرو هستند و میگویند که بالاخره با این تحریم ها چه کنیم؟ جوابی ندارد. وجود هر بن بستی را کتمان میکند. فرمان میدهد که “انقلابی” رفتار کنید و چوبه های دار را بر قرار کنید. گویی در این ۴۰ سال روزی بوده است که اعدام متوقف شده باشد؟ دزد ها را بگیرید و حبس کنید! سردسته دزدان خودت هستی و باید از خود شروع کنی! حال بگذار ولی فقیه بن بست را انکار کند و قسم و آیه بیاورد. همین تناقضات ولی فقیه اختلافات را بین جناح های رژیم دامن میزند. و این اختلافات تمامی ندارد تا سرنگونی رژیم. بگذار برای یک روز مریدان دستگاه ولایت نشئه سخنان “گهربار مقام معظم رهبری” شوند. ولی بعد از چند روز معتادان دستگاه ولایت دوباره ترس و لرز وجودشان را میگیرد و نیاز به گفتار درمانی مکرر دارند.

واقعیت صحنه ایران و نقش ما

در ورای حرفهای ولی فقیه، واقعیات سرسختی حرف آخر را میزند. اعتراضات مردمی که همچون امواجی پی در پی می آیند، هر دفعه گسترده تر و قدرتمندتر از راه میرسند. این گستردگی و قدرت حاصل پیوند خوردن اعتراضات مردمی با کانونهای شورشی است. حاصل نقش رهبری کننده ایست که مقاومت سازمانیافته و سازمان محوری ان در این مبارزات بازی میکنند. با همین رهبری است که شعار “وای به روزی که مسلح شویم ” را میشنویم. رهبری با شعار “آتش جواب آتش” به رژیم هشدار میدهد که نزن! اگر بزنی ، میزنیم! ترس در دل جانیان از اینجا ناشی میشود. همانطور که ولی فقیه بدرستی دریافته است که ترس در بین عوامل رژیم خود عامل شتاب دهنده فروپاشی رژیم است. با علم به این نقطه ضعف رژیم است که شعار “آتش جواب آتش” معنای بهتری پیدا میکند.

جنگ تمام عیاری که بر علیه این رژیم در جریان است در جبهه های مختلف در جریان است. ما که در خارج کشور و بخصوص ما که در امریکا هستیم نقش منحصر به فردی در این نبرد بازی میکنیم. بر خلاف قیام آفرینان داخل ایران، ما مشکل باطوم و زندان و شکنجه نداریم و میتوانیم صدای مردم ایران برای سرنگونی این رژیم به جهانیان باشيم. و از دنیا بخواهیم به همراه مردم ایران باشند. مطمئن باشید دنیا گوش شنوایی دارد. میخواهند بدانند در ایران چه میگذرد و ایرانی ها چه میگویند. به دنیا بگوئیم که این تحریمها طناب دار رژیم است که خوب است ولی کافی نیست. ملزم کردن رژیم به احترام به حقوق بشر هم نیاز است. سازمان ملل قدرت اعمال این ملزومات را دارد. ماه سپتامبر در نیویورک، مقارن است با مجمع عمومی سازمان ملل متحد که زمان و مکان خوبی برای پیشبرد امر سرنگونی است. تصور نکنید که سرنگونی فقط در خیابان های تهران صورت میگیرد. نه نیویورک هم میتواند جای گردهمایی کانون های شورشی بر علیه رژیم سفاک ولایت فقیه باشد. در روز ۲۵ سپتامبر به رسم همه ساله روبروی سازمان ملل در تظاهراتی که بر علیه حضور روحانی در مجمع عمومی به ما بپوندید.
شاهین توتونچی
۱۹ اوت ۲۰۱۸

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here