«مش قاسم و جنگ ممسنی»؛ «حاج قاسم و جنگ نامتقارن»!

0
28
دایی جان ناپلئون

بیشتر ما ایرانیان با داستان یا سریال تلویزیونی «دایی جان ناپلئون» آشنا هستیم. یکی از شخصیت‌های جالب و خنده‌دار در این اثر، «مش قاسم» خدمتکار وفادار «دایی جان» است. «دایی جان» که پیرمردی سراپا متوهم و اسیر تخیلات و اوهام خود است، برای حفظ اقتدار و شأن خود در خانواده‌ای بزرگ، گاهی درباره‌ی رشادت‌های خود در گذشته خیال‌پردازی و داستان‌سرایی می‌کند. درست در این‌گونه موارد است که نوکر باوفای او «مش قاسم» وارد میدان می‌شود تا ضمن صحه گذاشتن بر اظهارات ارباب و تایید دروغ‌های او، خود نیز به سهم خود به این فانتزی‌ها و خیال‌پردازی‌ها دامن بزند و بقول معروف روغن‌داغ این آش را بیشتر کند! اما «مش قاسم» در این زمینه گاهی چنان راه افراط می‌رود که حتی ارباب خود را مبهوت می‌کند. یکی از داستان‌های هیجان‌انگیزی که «مش قاسم» در این قصه‌‌پردازی‌ها همواره با غرور و افتخار از آن یاد می‌کند، ماجرای «جنگ ممسنی» و دلیری‌ها و رشادت‌هایی است که گویا او و اربابش در آن از خود نشان داده‌اند.
در زبان فارسی «خالی‌بندی» یکی از اصطلاحات گویا و پرمعنای ادبیات کوچه است. «خالی‌بند» کسی را می‌گویند که لاف می‌زند و گزاف می‌گوید تا بی‌مایگی و خالی بودن چنته‌ی خود را جبران کند. از قرار معلوم ریشه‌ی این اصطلاح به دورانی بازمی‌گردد که نیروهای انتظامی در ایران هنوز به خوبی سازمان نیافته بودند و به اندازه‌ی کافی سلاح کمری نداشتند. به همین دلیل برخی پاسبان‌ها هنگام گشت ناچار بودند غلاف خالی سلاح را به کمر خود ببندند تا دزدان را مرعوب کنند. اما دزدان که پس از چندی به این ترفند پی برده بودند، به هم اطلاع می‌دادند که فلان پاسبان «خالی بسته است» و نباید از او ترسید! «مش قاسم» را می‌توان دست‌کم در روایت «جنگ ممسنی» استاد لاف‌زنی، یعنی «خالی‌بندی» دانست.
اما این روزها که بازار جدال لفظی و تهدیدها میان مقامات آمریکا و جمهوری اسلامی بسیار داغ شده است، شاهد ظهور رقیبی جدی برای «مش قاسم» هستیم. و این شخص کسی نیست جز قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس که او را «حاج قاسم» هم می‌نامند. «حاج قاسم» با «خالی‌بندی‌های» خود قصد دارد گوی سبقت را از «مش قاسم» برباید و البته بدین منظور صحنه‌ی «جنگ ممسنی» را کنار گذاشته تا به‌زعم خود به جبهه‌ی «جنگ نامتقارن» بپیوندد، آن هم علیه ابرقدرتی مانند آمریکا! می‌خواهیم سخنان اخیر او را با دقت بیشتری بررسی کنیم تا ببینیم «حاج قاسم» واقعا چه می‌گوید و با «غلاف خالی» می‌خواهد چه کسی را بترساند؟!
بدوا باید گفت که قاسم سلیمانی از «ستاره‌های محبوب» رسانه‌ای جمهوری اسلامی است. این رسانه‌ها تلاش زیادی کردند تا در سال‌های گذشته «حاج قاسم» را که در عراق و سوریه مشغول سازماندهی نظامی «امت شیعه» بر ضد «امت سنی» برای ایجاد «کمان شیعی در منطقه» و نهایتا استقرار «ایرانشهر دوازده امامی» بود، به جایگاه یک «سردار ملی» برکشند و به مردم غالب کنند. به همین دلیل گاهی او را با «آریوبرزن» مقایسه می‌کردند، «آریوبرزنی» که البته نه در پی حفاظت از مرزهای ایران در برابر تهاجم بیگانگان، بلکه دفاع از قبور و اماکن مقدس شیعه در سرزمین‌های همسایه است!
در تصاویری که بطور مرتب از «حاج قاسم» در رسانه‌ها منتشر می‌شود، با آدمی جدی روبرو هستیم که هرگز نمی‌خندد و دائم در ژست‌های «قیصری» و «آب‌منگلی» است و به دوربین روزنامه‌نگاران چشم غره می‌رود تا حساب کار خودشان را بکنند! اگر هم به ندرت او را خندان و شادان ببینیم، فقط در زمانی است که با تروریست‌های «حشدالشعبی» و «حزب‌الله لبنان» مشغول «رقص‌ بندری» به خاطر پیروزی‌های موضعی بر «داعش» است که در واقع چیزی جز همان روایت سنی «سپاه قدس» نیست. به عبارت دیگر می‌توان داعشی‌ها را «برادران سنی» امثال «حاج قاسم» حساب کرد که صرفا با هم بر سر «پیاده کردن اسلام» در کشورهای نگونبخت این منطقه اختلاف نظر دارند و همان‌گونه که رسم مسلمانان است خون هم را می‌ریزند!
اما مردم در تظاهرات اعتراضی خود در سال‌های اخیر همواره نشان داده‌اند که فریب تبلیغات رسانه‌ای جمهوری اسلامی را درباره‌ی اقدامات برون‌مرزی «حاج قاسم» نمی‌خورند و به همین دلیل با شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» یا «دشمن ما همینجاست، دروغ می‌گن آمریکاست» و غیره بارها مخالفت خود را با رهبران جمهوری اسلامی نشان داده‌اند و مشت آنان را باز کرده‌اند.
باری، در چنین شرایطی است که «حاج قاسم» اخیرا به ارکستر تهدیدکنندگان آمریکا پیوست، تا ساز خود را بزند و این مجموعه‌ی «انکرالاصوات» را رساتر کند. در جایی که حسن روحانی، «رئیس‌جمهوری میانه‌رو نظام» هم آمریکا را به «مادر همه‌ی جنگ‌ها» تهدید می‌کند، چرا قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس باید از این قافله عقب بیفتد؟ اما ببینیم سلیمانی خطاب به ترامپ و آمریکا چه گفت؟
«حاج قاسم» برای تحقیر آمریکایی‌ها از جمله گفت که آنان سربازان خود را با «پوشک‌های بزرگسالان» به جبهه‌های جنگ می‌فرستند. البته به این موضوع اشاره‌ای نکرد که این «پوشک‌پوشان» در دو دهه‌ی گذشته سه حکومت را در منطقه نابود کرده‌اند و از جمله ارتشی را که ایران هشت سال بدون موفقیت با آن جنگید، در عرض چند هفته منهدم ساختند.
«حاج قاسم» همچنین ترامپ را «قمارباز» و ادبیات او را «قمارخانه‌ای» و «کاباره‌ای» خواند. می‌توان پرسید آدم «مومنی» مانند «حاج قاسم» چنین ادبیاتی را از کجا می‌شناسد؟ نکند در ایام جوانی و پیش از «انقلاب اسلامی» خودش هم اهل «قمارخانه و کاباره» بوده و بعد همراه بقیه‌ی اجامر و اوباش یعنی «قیصرها» و «فرمون‌ها»ی زمانه‌ی خودش، به ارگان‌های نظامی و امنیتی پیوسته تا مدارج ترقی در حکومت «تئوکراتیک ـ اوکلوکراتیک» را به سرعت بپیماید و آن «انقلاب» کذایی را «شکوفا» کند؟!
اما مهم‌ترین نکته در سخنان «حاج قاسم»، تهدید آمریکا به «جنگ نامتقارن» بود و بیش از لاف و گزاف‌های دیگر او جای تامل دارد. «جنگ نامتقارن» اصطلاحی از ادبیات نظامی است و به جنگی اشاره دارد که طرفین درگیر آن از نظر توان نظامی و تسلیحاتی و تکنولوژیک نابرابر هستند. بنابراین طرف ضعیف‌تر سعی می‌کند با وارد کردن ضرباتی سوزن‌وار به دشمن قدرتمند خود دائما در جنگ و گریز باشد. «جنگ نامتقارن» در واقع تداوم و شکل تازه‌ی «جنگ‌های پارتیزانی» گذشته است. اما «جنگ نامتقارن» در دهه‌های اخیر عمدتا به جنگ‌هایی می‌گویند که در آن دولتی قدرتمند مجهز به ارتشی منظم، با یک سازمان شبه‌نظامی یا تروریستی در خاک کشوری که ساختارهای حکومتی آن فروپاشیده، وارد نبرد می‌شود. برای نمونه می‌توان از جنگ ارتش آمریکا با القاعده و طالبان و داعش در افغانستان و عراق سخن گفت. در واقع «حاج قاسم» با تهدید به «جنگ نامتقارن» ضمن اعتراف شرمگینانه به اینکه قدرت نظامی آمریکا و ایران برابر نیست، این کشور را با «سپاه قدس» تحت فرمانش مستقیما به «عملیات تروریستی» تهدید می‌کند و می‌گوید که شب‌ها خواب آمریکایی‌کشی می‌بیند!
اما «حاج قاسم» همزمان خود را به تجاهل می‌زند و نکته‌ای را عمدا به فراموشی می‌سپارد و آن اینکه «سپاه قدس» بر خلاف «داعش» و «القاعده» آدرس مشخصی دارد و آن هم ایران است! به عبارت دیگر، هیچ کشوری حاضر نبود مسئولیت داعش و القاعده را برعهده گیرد، اما همه می‌دانند که سپاه قدس، بازوی مسلح سپاه پاسداران ایران در بیرون از مرزهاست. و همه به یاد دارند که لشکرکشی آمریکا به افغانستان و انهدام حکومت طالبان در این کشور با این بهانه و انگیزه صورت گرفت که از گروه القاعده پشتیبانی می‌کند و به آن پناه داده است. بنابراین بروز جنگ میان ارتش آمریکا با «سپاه قدس» مطلقا بی‌معناست و اگر روزی سپاه قدس تحت فرماندهی قاسم سلیمانی به هر بهانه‌ای و در هر کشوری به منافع آمریکا ضربه‌‌ای تروریستی وارد کند، آمریکا نیروهای خود را صرفا وقف مقابله با آن نخواهد کرد، بلکه مستقیم به سراغ «کشور مادر» خواهد رفت؛ همان‌گونه که در پی القاعده به سراغ حکومت طالبان در افغانستان رفت. حالا «حاج قاسم» با آن هوش و ذکاوت نظامی‌اش سه بار اجازه دارد حدس بزند که آمریکا به سراغ کدام کشور خواهد رفت؟!
شهاب شباهنگ

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here