زیر سایه برجام ، یادداشتی از آتنا فرقدانی

زیر سایه‌ی برجام، خانه‌هایی مبلمان شدند و سطل‌های زباله‌ای که خانه شد

0
260
آتنا فرقدانی، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

چند روز پیش کنار مسیل رودخانه‌ای در شهر قدم می‌زدم. ناگهان یک زباله‌گرد که تنها یک دست داشت و دست دیگر از بازو قطع شده بود، با سرعت می‌دوید و داخل رودخانه را نگاه می‌کرد. پرسیدم: اتفاقی افتاده؟ گفت: کیسه‌ی زباله‌هایم…! زباله‌گردهای دیگر به کمک او شتافتند؛ یکی از آنها وارد کانال رودخانه شد. همان‌جا ایستادم و به اطراف نگاهی انداختم و می‌دیدم در آن نزدیکی فروشنده‌ای کیسه‌ی چندین هزار تومانی گوجه سبزهای نوبر را در قفسه‌ها چیدمان می‌کرد، یک‌نفر به دنبال مغازه‌ای بود تا فیلترشکن نصب کند. با خودم فکر کردم که احتمالا در همین حین، اصلاح‌طلبی، برای مصاحبه با بی‌بی‌سی مشغول تهیه‌ی متنی سفسطه‌گرایانه است! و اصغر فرهادی که فراموش نکردیم چگونه مواضع خود را نسبت به اعتراضات دی‌ماه، با اکراه و به گونه‌ای که به مذاق اصلاح‌طلبان خوش آید، سطح مطالبات مردم را به پایین‌ترین وجه ممکن نزول داد و به تجزیه و تحلیل پرداخت، احتمالا به این می‌اندیشد که چه لباسی برای مراسم جشنواره‌ی کن مناسب تن اوست! اما «همه می‌دانیم» که اعتراضات دی‌ماه آواری بود بر سر بهمن!

ناگهان با سوال پسری که سگ خود را برای گردش بیرون آورده بود، از این فکرها بیرون آمدم و زباله‌گردها را دیدم با عرقی که بر پیشانی داشتند و به مسیر رودخانه خیره بودند.

پسر از من پرسید: در رودخانه به دنبال چه می‌گردند؟ آدم افتاده؟! زبانم نچرخید تا بگویم زباله‌گردها به رودخانه خیره شدند چون سال‌هاست متوجه غرق شدگی ما آدم‌ها! شده‌اند و سکوت را برگزیده‌اند!

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here