مردک مغرور تو حریف را نشناخته ای!

سرگذشت بانو همسر بابک خرمدین، بانویی که پسرش اسیر شد ولی پشت به ایران نکرد

0
84
تصویری شماتیک از بانو همسر بابک خرمدین

همه ما کم و بیش با حماسه بابک خرمدین این بزرگ مرد تاریخ ملی ایران آشنا هستیم.
” جاویدان ” استاد بابک و رهبر خرمدینان ( کسانی که تا حدی پیرو آیین مزدکیان بودند).بود همسری داشت به نام بانو که در لحظات واپسین زندگیش به بابک و بانو میگوید روح او در جسم بابک دمیده میشود و چه خوب که آندو با هم پیمان زناشویی ببندند و در نهایت این چنین میشود.
در روایات آمده که بانو زنی ایرانی الاصل و زیبا که مهارت فوق العاده ای در تیراندازی با کمان داشته و شجاعت و دلاوریش شهره دوران خویش بوده است.
بانو یار وفادار بابک در شادی و غم و صلح و جنگ بود و به مدت ۲۳ سال همراه و دوشادوش بابک با مهاجمین عرب و خلفای مستبد عباسی برای سربلندی ایران و ایرانی جنگید.
محل زندگی آنها دژی بود مستحکم در بذ آذربایجان
بانو در زندگی زناشویی تا آخرین نفس به بابک وفادار ماند و در مقابل مردانی از عرب که به او اظهار محبت و عاشقی داشتند نه تنها سر خم نکرد بلکه به آنها گوشزد کرد مگر نه اینکه در دین شما نگاه و نظر به زن شوهردار گناه و ممنوع است پس چه می خواهید از جان من؟!!!
بانو در منطقه ای از آذربایجان که محل زندگی او بود با همه وجود و عشق به تبلیغ تاریخ پیشین ایران پرداخت و برای زنان و دختران از بزرگی های ایران میگفت تا خود و همسرانشان برای مقابله با متجاوزان کم همت ببندند.
در اواخر دوران مقاومت و مبارزه بابک با خلفای عباسی،پسر ۱۵ ساله بابک اسیر اعراب میشود و خبر به بانو میرسد که او نیز با همه خصوصیات جنگاورانه اش از روی حس مادری به گریه و زاری می پردازد که بابک به او می گوید یا ایران یا پسرمان و دیگر تا لحظه ای که کنار من هستی این موضوع را یادآوری نکن و بانو نیز از آن پس در برای اینکه دل همسرش متزلزل نشود تا آخرین لحظاتی که کنار بابک بود بندرت نامی از پسرش برد.
بانو و بابک در نهایت بعد از حدود ۲۳ سال نبرد با ظلم و استبداد، بوسیله خیانت افشین و برخی از مزدوران عرب اسیر معتصم میشوند و بابک با رشادت تمام تا آخرین دم فریاد زد پاینده ایران و سر مقابل اعراب خم نکرد و در روایات آمده که بانو نیز بعد از سالها رشادت و دلیری و مبارزه و وفاداری به ارزشها هنگامی به بغداد عازم بود با خنجری که از ندیمه ایرانی خود میگیرد خودکشی کرده تا او را به حرمسرای معتصم خلیفه ظالم عرب نبرند.
در توضیح  یکی از صحنه های جاودانه نبرد این شیرزن ایرانی آمده است که با دلیری و قدرت تمام امیربخارا یکی از سرداران متجاوز عرب را در نبردی تن به تن به هلاکت میرساند و رو به او می گوید :مردک مغرور تو حریف را نشناخته ای !

برگرفته از : کتاب بابک خرمدین نوشته نادعلی همدانی

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here