مومیایی رضا شاه و طلب برآمدن رضا شاهی دیگر

می گویند ملت ایران بعد از یک صد سال همچنان دنبال تحقق مطالبات دوران مشروطه است. به نظر شما چرا این مطالبات تا به امروز برآورده نشده است؟

0
305
جسد مومیایی شده رضا شاه

خوب است بدانیم اولین فردی که خنجر به مطالبات دوران مشروطه زد، رضا شاه بود. رضا شاه مهمترین دستاورد مشروطیت یعنی آزادی را نابود کرد. مطالبه ای که یکصد سال است مردم به دنبال آن هستند و در دوران محمد رضا شاه پسرش نیز بدست نیامد. در دوران رضا شاه حتی یک روزنامه ی مخالف وجود نداشت.و سانسور بسیار پیچیده ای حاکم بود. رضا شاه دگراندیشانی مانند فرخی یزدی شاعر پرآوازه و مدیر روزنامه ی 15 بار توقیف شده طوفان را بدست دکتر احمدی در زندان کشت، میرزاده عشقی شاعر و مدیر مسئول روزنامه فکاهی قرن بیستم که به قولی جز برای ایران نسرود را ترور کرد، سردار اسعد بختیاری از روسای مجاهدین مشروطه را نیز بدست دکتر احمدی کشت و امثال ملک الشعرای بهار و هر کسی که ممکن بود کوچکترین حرکتی علیه وی کند را زندانی و تبعید کرد. بعد از قلع و قمع مطبوعات توسط رضا شده تا به امروز جز در دورانی کوتاه مطبوعات ایران هرگز طعم آزادی را نچشید.

رضا شاه بعد از رسیدن به قدرت، دیگر دستاوردهای مشروطه یعنی استقلال قوا و تحدید قدرت سیاسی را نابود کرد. مجلس را فرمایشی کرد، نخست وزیر را در حد یک پادو و دست بوس آستان پایین آورد، با کشتن عبدالحسین تیمورتاش که بعد از وی قدرتمندترین فرد به شمار می رفت و منزوی کردن علی‌اکبر داور نخبه ی بی همتا و بنیانگذار دادگستری و بسیاری دیگر از نوسازی های ایران بود این سه نهاد محدود کننده قدرت و از دستاوردهای مشروطه را به یک سیرک مضحک تبدیل کرد. سیرکی که هنوز هم مضحک باقی مانده است. اگر در دوران مشروطه، آزادیخواهان توانسته بودند قدرت پادشاهان را مانند پادشاهی اروپایی محدود کنند و آن را پاسخگو کنند رضا شاه این دستاورد را نیز نابود کرد و با پادشاه کردن خود پادشاهی مستبد را در حد خدایان بنیان گذاشت.

گفته می شود رضا شاه برای تثبیت قدرت خویش و برای جانشین شدن پسرش تقریبا تمامی بزرگان و نام آوران اطراف خود را که حتی نقش در بقدرت رسیدن وی داشتند را مستقیم یا غیر مستقیم کشت. او فکر می کرد بعد از وی آنها نمی گذارند پسر خردسالش به قدرت برسند و بر همین اساس ایران را از بسیاری از نام آوران محروم کرد

حکومت رضا شاه حکومت وحشت، ارعاب زورگویی و قلدری بود. رفتار رضا شاه با مردم تحقیر آمیز بود و گاهی مردم را کتک می زد. به عنوان مثال فرخی یزدی بخاطر اعتراض به ضرب و شتم یک نفر در دادگاه، با شکایت رضا شاه محاکمه شد. گاهی نیز رضا شاه بدون توسل به قانون و دادگاه مردم و مسئوولین را انواع تنبیه ها و از جمله تنبیه بدنی و یا تحقیر می کرد.در دوران رضا شاه و البته محمد رضا شاه مردم نابالغ پنداشته می شدند که شاهان پهلوی این رسالت را برای خود قائل بودند که مردم عقب مانده و جا مانده از قافله تمدن را به دروازه های تمدن برسانند. مردمی که مشروطه بزرگ و پر افتخار را آفریده بودند. مردمی که مجلس و دهها مطبوعات آزاد را خلق کرده بودند و مجلس و عدالت خانه را از بسیاری کشورهای دیگر جهان، جلوتر به پادشاهان تحمیل کرده بودند. مردمی که در دوران مشروطه دارای بزرگ مردانی فراموش ناشدنی بودند.

یکی از نکاتی که کمتر در مورد رضا شاه مطرح است دزدی های کلان وی بود. رضا شاه با زور، ارعاب، تهدید و زندانی کردن زمین های بسیاری از زمین داران بزرگ و مردم عادی را باج گیری کرده بود و به ملک شخصی خود در می آورد. دقت کنید به مالکیت خود در می آورد و نه به تصاحب کشور. این در حالی بود که رضا شاه قبل از به قدرت رسیدن مستاجر بود. طمع این مرد پایان ناپذیر بود. بصورتی که طی چند سال از به قدرت رسیدنش وی به یکی از بزرگترین زمین داران یا ملاکان ایران تبدیل شده بود. این دزدی های رضا شاه به حدی بود که وقتی متفقین ایران را تصرف کردند یکی از شروطشان برای پذیرش محمد رضا شاه به عنوان جانشین، بازگرداندن این اموال دزدی به صاحبان آن بود. محمدرضا شاه با تعهدی که به متفقین داده بود نزدیک به هشت سال مشغول بازگرداندن اموال به غارت رفته به صاحبانشان بود تا اینکه با سوقصد به وی در سال ۱۳۲۷ این روند را متوقف کرد و اموال دزدی را به بنیاد پهلوی سپرد تا برای اهداف سیاسی اش خرج کند. (منبع کتاب تاریخ ایران مدرن از یراوند آبراهیمیان و قسمتی از کتاب نگاهی به شاه نوشته میلانی)

رضا شاه بعد از چند سال از به قدرت رسیدن خود قرارداد نفتی دارسی را با انگلستان ملغی کرد و قراداد نگینی را با انگلستان بست (با افزایش چهار درصدی حق ایران) که اگر مصدق آنرا ملغی نمی کرد تا سال ۱۳۷۲ به مدت شصت سال انگلستان می توانست نفت ایران را بدون اینکه به دولت گزارش دهد استخراج کند. مصدق در مورد این قرارداد می گوید تاریخ جهان به خود ندیده است که یکی از افراد مملکت به وطن خود در یک معامله ۱۶ بیلیون و ۱۲۸ هزار ریال ضرر زده باشد. مخالفین این قرار داد، انعقاد چنین قراردادی را کادوی قدرشناسی رضا شاه از انگلستان قلمداد می کنند و می کردند.

عباس میلانی در کتاب نگاهی به شاه نوشته سیاست انگلستان بعد از به قدرت رسیدن بلشویک ها در روسیه و برافتادن حکومت تزاری حمایت از یک دولت مقتدر در ایران بود. انگلستان قبل از پیروزی بلشویک ها یا کمونیست ها از حکومت بی ثبات و ضعیف در ایران حمایت می کردند، قرار دادهای نفتی را با امثال شیخ خزعل و سایرین می بستند و با نرخ پایین بهره می بردند اما با نفوذ روز افزون کمونیست ها در ایران سیاستش به تشکیل یک حکومت مقتدر تغییر کرد تا جلوی نفوذ کمونیست ها و بلشویک ها گرفته شود.

در این زمینه سفارت انگلستان بیشتر از همه روی سید ضیا الدین طباطبایی که انسان فریخته ای بود و به قول سفیر انگلستان مشکلش این بود که صد سال زودتر از زمانه ی خود بدنیا آمده بود حساب می کرد اما سید ضیا که به پادشاهی علاقه ای نداشت و اگر به قدرت می رسید احتمالا ما با یک نظام جمهوری در ایران سر کار داشتیم بنا به دسایسی و از جمله بخاطر تغییرات عمیقی که می خواست در جامعه ایجاد کند و این تغییرا دشمنان بسیاری برای او بوجود می آورد مورد خشم قرار گرفت و مجبور به فرار از ایران شد و کار بدست رضا شاه افتاد. البته رضا شاه هم در ایجاد دسیسه برای برکناری سید ضیا نقش داشت

با تغییر رویکرد سیاست انگلستان در قبال ایران، رضا شاه توانست یکی از مطالبات مشروطه یعنی تشکیل دولت مدرن یا مقتدر را و همچنین تامین امنیت را با قربانی کردن سایر دستاوردهای مشروطه مانند تفکیک قوا، آزادی و تحدید قدرت سیاسی و در ازای یک قرار داد نفتی با انگلستان عملی کند. دولتی که تا قبل از آن نه از ارتش حتی بصورت سوری برخوردار بود، نه سیستم درآمدی درست و حسابی داشت و نه توان اعمال حاکمیت به تمام مناطق ایران را. ضعف هایی که باعث زمین گیر شدن انقلابیون مشروطه شد.

از صفحه احسان فتاحی – نویسنده و کنشگر کرد

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here