“درگیری تصاعد یابنده در خاورمیانه”

0
222
خاورمیانه

تریبون آزاد فیگارو – ۱۶آوریل ۲۰۱۸
نیکلا باورز Nicolas Baverez، از مفسران صاحبنظر مسائل استراتژیک بین المللی فیگارو، در تحلیلی با این عنوان می نویسد : «جنگ سوریه با پانصد هزار کشته و ۱۲میلیون آواره و پناهنده از یک جمعیت ۲۲میلیونی، یک نمونه شاخص منازعات بی پایان قرن بیست و یکم است. شکست نظامی “دولت اسلامی در شام” [داعش] که به معنای ختم پروژه خلافت بود، نه بر جهانی شدن “جهاد” نقطه پایان نهاد و نه بر عملیات نظامی…درست بر عکس، تحول مزبور باعث صعود هر چه بیشتر به سوی خشونت های به مراتب شدید تر گردید که به موازات تغییر ماهیت و ابعاد این بحران بزرگ حرکت میکند. وضعیت جنگ داخلی سوریه با تقسیم این کشور به سه منطقه نفوذ در حال روشن تر شدن است، اما این منازعه روز به روز “بین المللی تر” میشود و جنگ مذاهب بنحو فزاینده ای تحت الشعاع رویارویی قدرت های منطقه ای و جهانی قرار میگیرد.
بمباران شیمیایی دوما از سوی رژیم دمشق در روز ۷ آوریل، یک نقطه عطف بود. استفاده عمدی از کلر و گاز سارین علیه مردم غیرنظامی بدون هیچ هدف و توجیه نظامی، مرز تازه ای در وحشت پراکنی سبعانه را در نوردید. این حمله که پس از ۸۵ مورد دیگر حملات شیمیایی از تابستان ۲۰۱۳، روی میدهد، بی پایگی تعهد رژیم اسد در آن زمان (مبنی بر برچیدن زرادخانه شیمیایی خود – با ضمانت مسکو – که در عین حال راه را بر عادی شدن خطرناک استفاده از سلاحهای کشتار و انهدام انبوه میگشود) را به نمایش میگذارد. خطوط قرمز به تدریج و حتی بیش از پنج سال پیش در غوطه، عمدا زیر پا گذارده شده است. حملات هوایی تنبیهی ایالات متحده، فرانسه و انگلستان مشروع است. هدف از این حملات که ضربه زدن بر سایت های تحقیق و تولید سلاحهای شیمیایی رژیم بود، ضمن احتراز از ضایعات ناشی از سخت تر شدن دسترسی به قلمرو هوایی سوریه بدلیل وجود سیستم های پدافند هوایی روسی S300 و S400 (که کارآیی شان اخیرا با انهدام یک جنگنده اف-۱۶ اسرائیلی به اثبات رسید) و سرانجام پرهیز از وارد ساختن تلفات به نفرات روس و ایرانی جهت محدود ساختن خطر تصاعد، محقق شده است…
با این همه، تصاعد فزاینده تنش بسوی رویارویی بین قدرتهای منطقه ای و جهانی که روز به روز از جنبه غیر مستقیم آن کاسته میشود، بنحوی غیر قابل بازگشت آغاز شده است. در شمال، ترکیه برغم عضویت در سازمان اتحاد نظامی غرب (ناتو)، پس از تسخیر “عفرین” آماده میشود نیروهایش را علیه ناحیه “منبیج” وارد عمل کند که شبه نظامیان کرد YPG با حمایت سربازان آمریکایی و فرانسوی از آن دفاع میکنند. اسرائیل بصورتی روشمند، حملات خود علیه پایگاههای نیروی قدس ژنرال سلیمانی و استقرار موشکهای ایرانی در سوریه (آن گونه که حمله موشکی روز ۹ آوریل به فرودگاه تیفور در سوریه نشان داد)، را پیگیری میکند. و سرانجام، ایالات متحده برای نخستین بار از دوران جنگ سرد، در جریان بمباران دیرالزور، بیش از ۲۰۰ سرباز روس را که بنا به مقتضیات جنگ دو پهلو(guerre hybride) که به یک تخصص روسها بدل شده، لباس مزدوران عادی را بر تن داشتند، کشت.
از سوی دیگر، زمان تصمیم بسیار محتمل دونالد ترامپ مبنی بر خروج ایالات متحده از توافق نامه ۱۴ژوئیه ۲۰۱۵ راجع به برنامه اتمی ایران در روز ۱۲ مه، نزدیک میشود. زمینه برای اعلام این تصمیم قبلا از طریق جایگزین کردن رکس تیلرسون با مایک پومپیو در رأس وزارت خارجه، و ژنرال مک مستر با جان بولتون بعنوان مدیر شورای امنیت ملی، فراهم شده است. این انتصابات حکایت از اولویتی دارد که مهار و منزوی کردن استراتژیک ایران هم در حوزه تکثیر اتمی و بالیستیک (prolifération nucléaire et balistique) و هم در حوزه توسعه نفوذ آن در منطقه، از عراق و سوریه گرفته تا لبنان و یمن، که خطاهای سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه از سال ۲۰۰۳ مسبب اصلی آن بوده، پیدا کرده است. ایران نیز به احتمال بسیار از توافق نامه خارج خواهد شد که این به فعال شدن مجدد تحریمهای مرتبط با برنامه اتمی، یک رشته تدابیر تنبیهی جدید در ارتباط با برنامه موشکی و صدور موشک و نیز حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در صورت بکار افتادن مجدد سایت های ایرانی مرتبط با تولید اتم نظامی که به تهران امکان میدهد ظرف مدت کوتاهی به بمب هسته ای دست یابد، منتهی خواهد شد.
به این ترتیب دینامیک جنگ بین قدرتها در خاور میانه براه افتاده که بر بستر تجدید مسابقه تسلیحاتی – که هزینه متوسط آن در جهان افزایش سالانه ده درصدی دارد –، تکثیر هسته ای و بالیستیک و افزایش تهدیدات سایبری روی میدهد. این دینامیک حول دو محور اتحاد شکل میگیرد که گرچه هنوز شکل رسمی و کاملا عینی نیافته، برخی نقاط اشتراک با اروپای سال ۱۹۱۴ [در آستانه جنگ جهانی اول] دارد : از یک سو، محور بین اسرائیل، مصر و عربستان سعودی با حمایت ایالات متحده، و از سوی دیگر، محور بین سوریه بشار اسد، [رژیم] ایران، و ترکیه با پشتیبانی روسیه…این آرایش صحنه در کادر یک جنگ سرد جدید بین ایالات متحده و روسیه ولادیمیر پوتین شکل میگیرد که مدتها است به قدرت نمایی های پی در پی پرداخته : از مداخلات نظامی در اوکرائین و سوریه گرفته تا تلاش برای قتل سرگئی اسکریپال و دخترش در انگلستان با ماده سمی مهلک نوویچوک Novitchok و نیز مداخله سایبری در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و همه پرسی های مربوط به “برکسیت” و استقلال منطقه کاتالان در اسپانیا…
جنگ سوریه به لابراتواری مبدل شده برای منازعات پیش رو در قرن بیست و یکم، همان طور که جنگ داخلی اسپانیا [۱۹۳۹- ۱۹۳۶] لابراتواری شد برای جنگ جهانی دوم و جنگ کره لابراتواری برای چهار دهه جنگ سرد…»

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here