عشقی شاعر انقلاب مشروطه

0
263

تمام مملكت آن روز زیر و رو گردد

كه قهر ملت با زور روبرو گردد

به خائنین زمین، آسمان عدو گردد

زمان كشتن افواج مرده شو گردد

بسیط خاك زخون پلیدشان رنگین

وزیر عدلیه ها برفراز دار روند

رئیس نظمیه ها سوی آن دیار روند

كفیل مالیه ها زنده در مزار روند

وزیر خارجه ها از جهان كنار روند

كه تا نماند از ایشان نشان به روی زمین

شاعر پیشتاز و پرشور عهد مشروطه و اوائل سلطنت رضاشاه, سید محمدرضا میرزاده عشقی بود.  این ابیات مربوط به منظومه ایده آل, معروف به سه تابلو مریم است. كه شاعر در آن ایده آل شاعرانه و انقلابی خود را برای رهائى جامعه از بیداد گری طرح میكند.

عشقی درسال ۱۳۱۲هجری قمری در همدان متولد شد. از هفت سالگی به تهران آمد و زبان فارسی و فرانسه را بخوبی آموخت. سال ۱۳۳۳هجری قمری روزنامه ای به نام  نامة عشقی در همدان منتشر كرد. در همین ایام جنگ اول جهانی درگرفت و عشقی جوان همراه سایر مردان سیاسی آن روزگار دست به هجرت سیاسی زد و به استانبول رفت. در آن جا با ملیون ایرانی آشنا شد و نخستین آثار شاعرانه خود  به نام نوروزی نامه و اپرای رستاخیز شهریاران ایران را نوشت.

اپرای رستاخیر شهریاران یك نمایشنامة منظوم بود كه پایهی موسیقی آن بر آوازهای ملی و یك آهنگ از اپرای لیلی و مجنون اثر عزیز بیگ حاجی بیگوف نهاده شده بود.  این اثر در نوع خود در ادبیات فارسی بی سابقه بود. و به این لحاظ بسیاری از ادب شناسان, عشقی را پیش از نیما راهگشای اشكال جدید در ادب فارسی میدانند.

 

به ابیاتی از شعر ملكه كفن پوشان كه عشقی  رودر روی مرتجعین زن ستیز آن دوران در مظلومیت زنان ایرانی سروده است توجه كنید.

مرمرا هیچ گنه نیست بجز آنكه زنم

زاین گناه است كه تا زنده ام اندر كفنم

از همان دم كه در این تیره دیار آمده ام

خود كفن كرده به بر, خود به مزار آمده ام

همچو موجود جمادی نه به كارآمده ام

جوف این كیسة سربسته به بارآمده ام

مردم اززندگی از بس به فشارآمده ام

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here