در سوک قربانیان «سانچی»

0
292
نفت کش سانچی در طی یک هفته کاملا سوخت و هیچیک از سرنشینانش نجات داده نشدند

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
هرطرف می سوزد این آتش
از درون خسته سوزان
میکنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد
خانه ام آتش گرفته ، آتشی بیرحم
همچنان میسوزد این آتش ،
وای برمن سوزد و سوزد
غنچه هایی را که پروردم به دشواری …..
(مهدی اخوان ثالث .. و به تلخیص )

از همان روزی که سینما رکس را در آبادان به خاکستری از من و تو تبدیل کردند و بانیان و جانیان اش بعدها مفتخرانه و مفتضحانه ! اصلاح طلب شدند و با پوزخندی از سر تبختر به من وتو ! و شدند رانتخوار خوان یغمای وطن …..
خانه و کاشانه چهار دهه است که میسوزد و میسوزد ….
از همان ابتدا که در پشت بام مدرسه علوی امرای نظامی را بی هیچ محکمه ای به جوخه آتش سپردند …. دل عزیزان و دوستان و آشنایانشان سوخت ! و در کثرت بیسوادی و هیجان و در دسترس نبودن شعور …. و پر بودن شعار و تشویق و هلهله من و ما ، و قافیه باختن های شاعران و قلم اندازی روزی نامه نگاران و تحلیل و تفسیر مفسران و اندیشه ورزی مدبران و فرصت طلبی سرکوبگران …..
و آتش بود و شعله های سوزانش …. هرروز به بهانه ای واهی ، در راستای تباهی سوزاندند و به بند کشیدند و تاراندند و آتش به هستی جان و مال هموطنان من و تو انداختند …. یهودی و بهایی و زرتشتی و مسیحی ، امیر و وزیر و وکیل و تاجر ، بدست عده ای اوباش و فاجر …..
و با دلیل بی بدیل و انگ ملحد و مرتد و مفسد !!
دهه خیلی طلایی ! شصت و آنهمه سلاخی و کشتار کوچه و خیابانی ، و اسرای زندانی ، آشکارا و پنهانی ، و همچنان سوزاندند جان و جوانی ، و خانواده ها در بهت و پریشانی ، و بنیادی بر عدم انسانیت و شعورشان ! و خاوران های آنچنانی که افتد و دانی …..
و الرعب و بالنصر ! کار خودش را کرده بود و ما همچنان ترس خورده و تماشاچی !! …. در گذرگاهها من و تو را تازیانه زدند و همه نظاره گر !! زن هایمان را به موحش ترین شکل فراموش شده تاریخ و جغرافیا سنگسار کردند و آتشی دگر ، و ما همچنان نظاره گر توحش ، بدون ذره ای سوزش از آتشی پر شرر …..
هشت سال جنگی بی حاصل به رهبری پیرمردی خرفت و در آستانه موت ! و دیگر جنگ سالاران معمم و مکلا ! و از کشته پشته ، و سوزاندن ملک و ملت ، و ما همچنان عزاداران به عادت !! اعدام ها در ملا عام و قتل نفس در راهبند ! را تماشاچی شدیم و شد تفریح و تفرج و انبساط خاطرمان !!!
آتش بجان پلاسکو یمان و هموطنانمان افتاد ، به سلفی گرفتن های بی دریغ بسنده کردیم و آتش نشانان را ندیدیم …..
و اکنون در ماتم سانچی به انگاره ای و مجازی ! و از فردا طبق عادتی معهود و روشی معمول حافظه تاریخی را به مرخصی خواهیم فرستاد و خانه همچنان میسوزد ……
با هزاران اسیر در بند اعتراضات اخیر ، و بهیمی و ددمنشی آتش به اختیاران اجیر ، و خود کشی شده های
اسیر ، و ملت غیور و سلحشور و بی نظیر ….
و شهروندان متمدن بی صبرانه در انتظار انتخاباتی دیگر به شیادی ، والبته با تمهیدات و شاهکارهای استمرار طلبان به قوادی ! و مبلغانی جهت تبلیغات چون هنربندان رانتکی و پولکی …. و مدنیتی الکی ….. و خانه همچنان میسوزد و میسوزد و ماهم معتاد به عزاداری ، و سرسلامتی و تسلیت و مرده داری ، و جابجایی انسان ایرانی و مردن ها با اعداد و ارقام عین دوران برده داری ….و خانه همچنان میسوزد ….

سینا آقاسی

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here