بابای من!

0
327

شعری بگو در وصف بابای من

كه فانوس چشم هايش

دريغ سبدی است از شكوفه و شادی و نان

كه هيچوقت به خانه نياورده است

كه هميشه جيب هايش سرشار است

از شرم خالی بودن

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here