جایگزینی برای سرنگونی- یادداشت سردبیر

چطور میتوانیم بطور جدی صحبتی از سرنگونی کنیم و کلامی درباره جایگزینی که به دنبال ان خواهد آمد نبريم؟ نگوییم که هدف ما این است که قدرت را به نمایندگان مردم ایران بسپاریم و نمیخواهیم بدنبال این سرنگونی آنرا با هرج و مرج جایگزین کنیم.

0
2833
NCRI's flag
علامت شیر و خورشید، آرم رسمی شورای ملی مقاومت ایران است

وقایع ماه گذشته چه درصحنه داخلی و چه بین‌المللی، حاصل و میوهٴ دوران تغییر است.
در صحنه داخلی، مردم به جان امده از غارت و ظلم آخوندها به شکل فزاینده ای به اعتراض میپردازند و مقاومت به خرج میدهند. کارگران، معلمان، مالباختگان، بازنشستگان و دیگر اقشار مردم که از چپاول آخوندها جانشان به لبشان رسیده، مترصد فرصتی هستند تا خشم خود را به نمایش بگذارند. جوانان هیچ آینده ای برای خود در وطن به زنجیر کشیده توسط آخوندها نمی یابند. دانشجویان بعد از صرف وقت و پول بسیار برای کسب تحصیل و دانش، شغلی یا کاری بعد از فارغ التحصیلی پیدا نمی کنند. نظام بانکی و پولی حکومت آخوندی رو به ورشکستگی است. فعالین مدنی، حقوق بشری و مذهبی به بهانه های واهی، راهی زندان میشوند و زندانها را صحنه مقاومت خود میکنند.
در صحنه بین المللی، رئیس جمهوری آمریکا در دو نوبت، یکی در صحن مجمع عمومی سازمان ملل در حضور تمامی سران کشورهای جهان و دوم بار در سخنرانی خود بواسطه عدم تایید پایبندی حکومت آخوندی به مفاد برجام اتمی، رژیم را مخاطب قرار داد که زمان سیاست مماشات تمام شده و رژیم نمی تواند از این به بعد روی “امدادهای غیبی” حساب باز کند؛ او تصریح کرد، امریکا مصمم است فعالانه جلوی شرارت رژیم را در هر زمینه بگیرد. آمریکا میخواهد کاستی های قرارداد اتمی را که فرصتی برای تقلب آخوندها فراهم میکند را ببندد، برنامه موشکهای قاره پیمای رژیم را هدف قرار دهد و با آن مقابله كند، و دیگر دخالت در امور داخلی کشورها و حمایت از دیکتاتورها و نیروهای تروریستی را تحمل نخواهد کرد. به فرمان پرزیدنت ترامپ، وزارت خزانه داری امریکا سپاه پاسداران را در ردیف سازمان های تروریستی قرار داد و تمامیت آنرا تحریم کرد؛ و از همه مهمتر، رئیس جمهور امریکا در هر دو نوبت حساب مردم ایران را از حساب حکومت آخوندی جدا کرد؛ و اعلام کرد که این رژیم بیش از همه چیز از مردم خود میترسد؛ بدین گونه بطور تلویحی و بدرستی سرنگونی این رژیم را توسط مردم ایران نوید داد. شنیدن این صحبتها از زبان هر کسی بخصوص اگر آن فرد رئیس جمهور آمریکا باشد، التیامی بر قلب دردناک هر ایرانی شریف است.
بدون شک این موفقیت ها به شکل خودبخودی صورت نگرفته و هر آنچه در آینده به آن نایل شویم هم با کوشش و استقامت صورت خواهد گرفت. ما ایرانیان نمیتوانیم سرنوشت خود را بدست فلسفه “هرچه باداباد” بسپاریم.

جایگزین بعد از سرنگونی

با فرمان جدید پرزیدنت ترامپ، سرانجامِ برجام به کنگره سپرده شده و کنگره می بایستی دست به تصحیح این قرارداد بزند. این تحول امکانی را پدید می آورد که ما ایرانیان مقیم امریکا بنابر حقوق شهروندی خود بتوانیم صدای مردم ایران را به قانون گذاران آمریکایی برسانیم. همانطور که پرزیدنت ترامپ خواهان نگرشی جامع نسبت به رژیم ایران در استراتژی خود بود، ما هم میتوانیم بر راه حل نهائی که همانا سرنگونی این رژیم به دست مردم ایران است انگشت بگذاریم. و مقاومت مردمی ایرانیان به طور عام و مقاومت سازمانیافته ان در قالب “شورای ملی مقاومت” را به همگی بشناسانیم. اتفاقا آنچه در سخنرانی پرزیدنت ترامپ جایش خالی بود همین معرفی نماینده این مقاومت بود. معرفی “شورای ملی مقاومت” به عنوان مظهر مقاومت ملی ما ایرانیان مبرمترین وظیفه ماست. همبستگی ملی ما هم ان زمانی مادیت مییابد که جملگی ما بتوانیم حول یک جایگزین هم زبان و هم دل شویم.
چطور میتوانیم بطور جدی صحبتی از سرنگونی کنیم و کلامی درباره جایگزینی که به دنبال ان خواهد آمد نبريم؟ نگوییم که هدف ما این است که قدرت را به نمایندگان مردم ایران بسپاریم و نمیخواهیم بدنبال این سرنگونی آنرا با هرج و مرج جایگزین کنیم. به همین دلیل به حمایت از مقاومت سازمان یافته شتافته ایم. مقاومت ما باید سازمان یافته باشد چرا که بدون ان پیروزی حاصل نمی شود. و اگر هم چنین “پیروزی “با دخالت خارجی حاصل شود، نتیجه ان جز هرج و مرج نیست .چرا که دخالت خارجی امکان و مجال را از شکلگیری آنچه قابلیت جایگزینی داشته باشد، گرفته است. نمونه سوریه و لیبی گویای سناریو هایی است که در صورت در نبود یک مقاومت سازمانیافته صورت میگیرد. یا همچون سوریه با تمامی رنج و درد مردم ان دیکتاتورها باقی میمانند و یا همچون لیبی با رفتن دیکتاتور، هرج و مرج است كە جایگزین ان میشود. ما ایرانیان میبایستی اصرار ورزیم که سرنگونی مورد نظر ما توسط خود ایرانیان صورت خواهد گرفت. توضیح دهیم که جایگزین این رژیم در صدد حصول شرایطی است که مردم ایران بتوانند با نظارت بین‌المللی نمایندگان خود را انتخاب کند. و خلف وعده خمینی را در سپردن حاکمیت به مردم تصحیح کنند. پس آنکه غم ایران در دل دارد و به این جهت و از سوی ناچاری راهی جز سرنگونی رژیم نمی یابد می بایستی جایگزینی برای سرنگونی داشته باشد و به شکل مدون راهکار رسیدن به حاکمیت مردمی را ترسیم کند. حاکمیت مردمی یعنی اينكە مردم ما بتوانند گوناگونی خود را توسط نمایندگانشان نشان دهند. و ان نمایندگان برای جلو بردن آنچه مهم میدانند با بقیه که شاید احیانا در هر هر موردی با هم یک قول نباشند ائتلاف تشکیل دهند. همانطور که ما در امریکا و کشور های دموکراتیک میبینیم مسلما این کار ساده ای نخواهد بود ولی بشریت راه حل بهتری نیافته است.
کمتر ایرانی شریفی را بتوانیم بیابیم که با اهدافی که به اختصار برای دوران گذار از دیکتاتوری آخوندی به حاکمیت مردمی بر شمردیم مخالف باشد. چرا ما فکر میکنیم “شورای ملی مقاومت ” تنها ابزار ما ایرانیان برای سرنگونی ولایت فقیه و حصول حاکمیت ملی است؟
برای جواب به این سؤال ، باید به سراغ رژیم آخوندی رفت و مشخصات اصلی آنرا برشمرد. تا بدین وسیله بتوانیم بدنبال جستجوی ضد این خصایص در مدعی جایگزینی ان باشیم. دو خصیصه برای هر آنکه و هر آنچه که با آخوندها مراوده ای دارد، برجسته است. یکی زن ستیزی آخوندهاست و دیگری بنیادگرایی اسلامی آنهاست. ایندو با یک دیگر مرتبط اند ولی یکی نیستند. زن ستیزی مختص بنیادگرایان اسلامی نیست و جریانات دیگر هم زن ستیز هستند ولی تمامی بنیادگرایان اسلامی، زن ستیزند. به همین دلیل زن ستیزی را به عنوان برجسته ترین خصوصیت آخوندی برشمردیم. البته طومار ویژگی های رژیم آخوندی بس طولانی تر از این است. از ضدیت ان با ملی گرایی گرفته تا انحصار طلبی ان در زمینه سیاسی ، تا مفت خوری او، تا شقاوت او، و غیره، و غیره. هر کدام از این خصوصیات آخوندی محکی است که مدعی جایگزینی این رژیم را باید با ان سنجید. اگر آنچه میخواهد جایگزین این رژیم شود، متضاد ان در این زمینه ها نباشد که جایگزینی این رژیم با این مدعی نقض غرض است. ولی در این سخن ما به همان دو خصیصه زن ستیزی و بنیادگرایی بسنده میکنیم.
شورای ملی مقاومت به شکل مدون برنامه خود را در هر دو زمینه در شکل بیانیه ها و طرح ها ارائه داده است. مزيت مدون بودن این است که تناقضات به سادگی قابل تشخیص میشود . طرح های شورا چه در رابطه با حقوق زنان و آزادی های دینی و عقیدتی و التزام به اصل جدایی دین از دولت، به طور مفصل و مدون مکتوب شده. ولی شاید مهمتر از این مصوبات و “حرفها”، انتخاب این شورا در برگزیدن یک زن ذیصلاح به عنوان رئیس جمهور دوران انتقال گویا ترین “عمل” ان در تمیز دادن خود از زن ستیزی آخوندی است. بسیاری از دستاوردهای دوران تغییر که امروز شاهد ان هستیم، حاصل درایت همین زن ذیصلاح است. همین زن ذیصلاح در موقیعیت رهبری بهترین گواه ضدیت شورای ملی مقاومت با زن ستیزی است. ایرانیان ملت با فرهنگی هستند که نمونه های زیادی از این زنان ذیصلاح دارند. ولی خانم مریم رجوی زنی مسلمان است که او را در این زمینه منحصر به فرد میکند. و این بر میگردد به دومین خصوصیت لازمهٴ مدعی جایگزینی رژیم بعد از سرنگونی که ضدیت با بنیادگرایی اسلامی است. وقتی رهبری یک مقاومت سازمانیافته توسط یک زن مسلمان صورت گیرد، ما دو خصیصه اصلی این رژیم را نشانه گرفته ایم. این برای شورای ملی مقاومت هم استراتژی است و هم تاکتیک! هم به لحاظ سیاسی و مقطعی برگ برنده در دست داریم و هم در دراز مدت راه پیشرفت جامعه را نشان داده ایم . کیست که نداند که به لحاظ تاریخی هیولای بنیادگرایی اسلامی را فقط زن مسلمان قرن بیست یکم خواهد توانست مهار کند. همین چهره یک زن مسلمان کافی است که ما اهداف جنبش خود را خلاصه کنیم و نیاز به بحث طولانی و پیچیده نداشته باشیم و به ساده ترین شکل اهداف خود را بیان کنیم. شورای ملی مقاومت به رهبری مریم رجوی جایگزینی برای سرنگونی این رژیم است. بیایید قدر این گوهر گرانبها را بدانیم و در ترویج این آلترناتیو بکوشیم.

شاهین توتونچی
۱۷ اکتبر ۲۰۱۷

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here