شعر و شاعر- ویسوارا شیمبورسکا

0
536

ويسواوا شيمْبُورسْكا wisvava shimborska
شاعر، مقاله نويس و مترجم لهستاني برنده نوبل ادبیات سال ۱۹۹۶

در ساحل رودخانه ی «وی سوا»، در لهستان، شهر قدیمی «كراكو» قرار دارد. كانون افسانه و عرفان در سرزمینی كه ادبیات جهان، وامدار آن است. عجب نیست كه شاعر و نویسنده ای همچون «ویسواوا شیمبورسكا» در اینجا متولد شده و آثارش را در این شهرِ معنوی و مقدس خلق كرده است. آثاری زیبا كه مسیری فراتر از روح انسانها را در نوردیده است. اشعار او، زبان یك زن یا یك قشر یا یك گروه یا طایفه خاص نیست. بلكه زبان همه ی جهان، برای بیان عشق، مرگ، خوشی و رنج میباشد.
وقتی جنگ جهانی دوم آغاز شد شیمبورسكا تحصیلاتش را در كلاسهای زیرزمینی ادامه داد. از ۱۹۴۳سال بعنوان كارمند راه آهن استخدام شد، تا از استرداد خود به آلمان جلوگیری كند. در همین دوران بود كه او با كشیدن نقاشی هایی برای یك كتاب انگلیسی و تكمیل متن های آن، اولین كار هنری خود را انجام داد.
او همچنین داستان نویسی را شروع كرد و گاهگاهی شعر می گفت.
در لهستان كتابهای او به سطح فروش برجسته ترین نثر نویسان رسید. او بخاطر كارهای شاعرانه اش كه با ظرافتهای طنزآمیز، محتوای تاریخی و زیست شناسانه را بیان میكند جایزه ی نوبل ادبیات سال ۱۹۹۶ را به خودش اختصاس داد. اوتلاش میكند در كارهایش بخشهایی از حقیقت انسان را روشن كند. و همین باعث شد كه او در سطح بین المللی بهتر شناخته شود. كارهایش به انگلیسی و بسیاری از زبانهای اروپایی و عربی و عبری و ژاپنی و چینی ترجمه شدند.

پیاز

پیاز چیز دیگری ست
دل و روده ندارد
تا مغزِ مغز پیاز است
تا حد پیاز بودن
پیاز بودن … از بیرون
پیاز بودن تا ریشه
پیاز می تواند بی دلهره ای
به درونش نگاه کند
در ما بیگانگی و وحشی‌گری ست
که پوست به زحمت آن را پوشانده
جهنم بافت های داخلی در ماست
كالبدی پرشور
اما در پیاز به جای روده های پیچ در پیچ
فقط پیاز است
پیاز چندین برابر عریان تر است
تا عمق، شبیه خودش !
شعر شیمبورسكا با اسم «هیچ چیز دوباره» به یك ترانه تبدیل شدكه بوسیلة مونكوفسكی Andrzej Munkowski ساخته شد، این ترانه در سال ۱۹۶۵ شعر شیمبورسكا را در لهستان به همه شناساند. مونكوفسكی، خواننده راك كه این ترانه را اجرا كرد موجی دیگر از معروفیت را برای شیمبورسكا به همراه آورد.
همچنین یكی از اشعار وی به نام «عشق در اولین نما»، در فیلمِ «به چپ بچرخ، به راست بچرخ»، مورد استفاده قرار گرفت و علاوه بر اون، برخی آهنگسازان مشهور لهستان از شعرهای او الهام گرفتند.

ترجیح می دهم نگویم که همه اش تقصیر عقل است
استثناها را ترجیح می دهم
ترجیح میدهم زودتر بیرون بروم
ترجیح میدهم با پزشکان درباره چیزهای دیگر صحبت کنم
تصاویر قدیمی راه راه را ترجیح می دهم
خنده دار بودن شعر گفتن را
به خنده دار بودن شعر نگفتن ترجیح می دهم
اخلاق گرایانی را ترجیح می دهم که هیچ وعده ای نمی دهند
خوبی های هشیارانه را بر خوبی های بیش از حد زود باورانه ترجیح می دهم
منطقه ی غیر نظامی را ترجیح می دهم
کشورهای تسخیر شده را بر کشورهای تسخیر کننده ترجیح می دهم
ترجیح می دهم به چیزی ایراد بگیرم
برگ های بی گل را بر گل های بی برگ ترجیح میدهم
چشم های روشن را ترجیح می دهم چرا که چشم های من تیره است
کشوها را ترجیح می دهم
چیزهای زیادی را که اینجا از انها نام نبردم
بر چیزهای زیادی که اینجا از انها نامی برده نشد ترجیح می دهم
صفرهای آزاد را بر صفرهای به صف شده برای عدد شدن ترجیح می دهم

 

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here