بحران انتخابات در رژيم جمهوري اسلامي

0
656

در آستانه نمایش انتخابات ریاست جمهوری؛ بحران هاي رژیم جمهوري اسلامي، بطور تصاعدي رو به افزايش است. اين بحران ها محصول اوج گيري تضادهاي باندهاي داخلي رژيم و اوباشان و دسته جات آنها و نيز قطب بندي بين اين رژيم جلاد و مردم ايران مي باشد. بحران هاي مستمر و پيوسته و علاج ناپذير كه اين رژيم را در هم مي پيچاند.
شوراي نگهبان آخوندي، ضمن اعلام رد صلاحيت كانديداها، نهايتا اسامي شش نفر را بعنوان كانديداهايي كه صلاحيت آنها تاييد شده معرفي كرد.
اين شش نفر عبارتند از: روحاني، جهانگيري، هاشمي طبا، رئيسي، قاليباف و ميرسليم. سه نفر اول از جناح باصطلاح اصلاح طلب و سه نفر دوم (رئيسي، قاليباف و ميرسليم) از جناح ديگر رژيم بودند و مشخص است كه اين تركيب حساب شده و با مهندسي ولي فقيه ارتجاع و جهت برقراري توازن بين جناح هاي رژيم بوده است.
احمدي نژاد از جمله كانديداهاي حذف شده در انتخابات بود، او پيشترگفته بود دليلي براي حذفش نيست و اگر حذف شود دست به اقداماتي خواهد زد. پس از حذف احمدي نژاد و پيرو الدروم بولدروم هاي او، نيروهاي ويژه بطور وسيعي در خيابان هاي اطراف منزلش مستقر شدند. احمدي نژاد نيز در عمل حرف خود را پس گرفت و با صدور اطلاعيه مشتركي با حميد بقايي، ضمن عقب نشيني، گفت ”به صراحت اعلام مي داريم كه در انتخابات پيش رو از هيچ فردي حمايت نكرده و نخواهيم كرد“.
گرچه احمدي نژاد وزنه اي در درون رژيم جمهوري اسلامي محسوب نمي شود، اما حذف او بهاي سنگيني براي خامنه اي و رژيمش داشت، چرا كه احمدي نژاد روزي سوگلي خامنه اي و كسي بود كه خامنه اي در سال 1388 گفته بود احمدي نژاد از رفسنجاني به او نزديك تر است، و عليرغم همه نافرماني هاي احمدي نژاد در دور دوم رياست جمهوري، اين مدت خامنه اي عليه او وارد صحنه نشده و در مورد او حرفي نزده و در عمل نيز پرونده ها و شكاياتي كه عليه او بود را مسكوت گذاشته بود. خامنه اي مي دانست هر حركتي عليه احمدي نژاد، تف سر بالا براي خودش است.
حذف احمدي نژاد توسط شوراي نگهبان و عدم صلاحيت او، در حاليكه 8 سال رئيس جمهور همين نظام بود، بازتاب منفي زيادي در درون باندهاي رژيم آخوندي داشت. از طرف ديگر كانديد شدن و حذف احمدي نژاد، مبين اوج گيري جنگ و جدال بين جناح ها و ضعف و تشتت رژيم است.
خامنه‌اي از ترس شكل‌گيري قيامي مشابه سال 88، پيروي اعلام اسامي كانديداها، نيروهاي پليس در معابر و ميادين اصلي تهران مستقر شده و همچنين لاريجاني رئيس قوه قضائيه نيز از ”هماهنگي دادستان كل براي مقابله با فتنه و اغتشاش هاي احتمالي“ و اينكه ”نگذارند عده اي آراي مردم را تصاحب كرده يا فتنه گري و اغتشاش كنند“ داد سخن داد.
نمايش مناظره انتخاباتي و نهايتا جنگ دروني و بحراني كه از مناظره كانديداها و دست رو كردن هاي جناح ها در اين ميان، دامنگير رژيم ميشود مبين درهم شكستگي و گسست در ساختار حاكميت آخوندها و ترس و وحشت رژيم از قيام است.
در ابتدا كميسيون تبليغات انتخابات رياست جمهوري رژيم، تصميم به ضبط مناظره ها به جاي پخش مستقيم گرفت، اما همين مسئله تبديل به سرباز كردن جنگ و دعواهاي جديدي در درون رژيم شد و نهايتا مجبور به منتفي كردن اين تصميم و پخش مناظره ها بصورت زنده با رعايت يكسري مقررات و ضوابط توسط كانديداها شدند.
قدر مسلم اين است كه رژيم هر شعبده و نمايشي در رابطه با انتخابات و تاييد يا حذف كانديداها و انجام نمايشات تلويزيوني تحت عنوان مناظره كانديداها بگذارد، مردم ايران نسبت به نمايش انتخابات دلزده شده و اميدي به اين رژيم و هيچ يك از كانديداهاي آن ندارند و خواهان سرنگوني اين رژيم در تماميت آن هستند.
اين واقعيت حتي از جانب رسانه هاي خارجي مثل رويتر و بي بي سي نيز مورد تاييد قرار گرفته است. بطوريكه راديو بي بي سي فارسي نيز مجبور به گفتن سوابق روحاني و نقش او در سركوب سال 67 شده است.
روزنامه واشنگتن پست نيز در باره سوابق آخوند جلاد ابراهيم رئيسي نوشت: ” او محرم راز خامنه‌ای و آخوندی با سابقه خونین است. و مردم ایران اورا یکی از 4 قاضی ”کمیسیون مرگ ” و از مسئولان اعدام 30000نفر در سال 67که اکثر آنها از اعضای مجاهدین بوده اند، می دانند“.
در اين ميان اعدام هاي سال 67 نيز گريبان رژيم را گرفته و آنچنان اين مسئله در جامعه دامن گرفته و آش آنقدر شور شده كه رئيسي مجبور شده براي خلاصي از اين مسئله در تراكت هاي تبليغاتي اش بطور مبسوط به قتل عام 67 بپردازد. غافل از اينكه همين، سند ديگري بر تاييد جرم و جناياتش مي باشد.
اعتراضات مردمي در دوران نمايش انتخابات رژيم، نيز اوج جديدي گرفته است، شنبه 2 ارديبهشت در جريان سخنراني حسن عباسي يكي از كانديداهاي رژيم در تبريز، يك دانشجو دست به اعتراض زده و گفت ”تئوري شما، گفتمان شما، دفاع از قتل عام هاي فجيع، غير انساني، غير قانوني و غير شرعي سال 67 است“.
دانشجوي ديگري همزمان با حضور آخوند جلاد ابراهيم رئيسي در دانشگاه يزد، در اعتراض به چپاول و غارت در رژيم آخوندي و قتل عام هاي سال 67 گفت: ”به اسم ولايت خراسان همه چيز را ممنوع كنيد، و مردم را محروم كنيد؟ بگذاريد اصل و بي پرده بگويم؛ ايران امروز در شرايطي نيست كه بازجوها با تقدس مآبي و عكاسي با حرم مطهر امام رضا بتوانند آنرا ادامه بدهند! ايران امروز در وضعيتي نيست كه سرهنگها بتوانند آنرا با فساد و ويژه خواري و رانت خواري اداره كنند. ايران دادستاني تهران در تابستان سال 67 نيست. ايران پلاسكو سوخته در آتش بي تدبيري نيست!“
مناظره و شعبده انخابات آخوندي از روز جمعه 8 ارديبهشت استارت خورد. قطعا اين مناظره ها نمايشي مضحك از ورشكستگي و فلاكت رژيم و نشان بن بست باندهاي حكومتي در رژيم استبدادي و قرون وسطايي آخوندها خواهد بود. صحنه اي كه تنها بيان جرم و جنايت هاي 4دهه استبداد ديني، بيان گوشه هايي از تمركز ثروت و پول هاي چپاول شده و بغارت رفته مردم ايران در دست اقليتي محدود از باندهاي حكومتي، و از طرفي محروميت و فقر اكثريت عظيم مردم ايران خواهد بود و هيزمي بر آتش نارضايتي جامعه خواهد شد. بي ترديد مردم ايران با تحريم انتخابات پاسخي دندان شكن به اين رژيم جنايتكار و ضدبشري خواهند داد.
هيئت تحريريه ”ندا“

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here