ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد

0
900

فـروغ فـرخزاد

فروغ‌ فرخزاد در سال 1313 در تهران بدنيا آمد. وي اشعار خود را در قالب شعر نيمايي با مجموعه هاي اسير، ديوار و عصيان آغاز كرد.
فروغ در سال 1330 با پرويز شاپور طنزپرداز ايراني ازدواج كرد كه حاصل آن يك فرزند پسر بنام كاميار بود. فروغ 4 سال پس از ازدواج از همسرش جدا و راهي اروپا شد.
سفر به اروپا زمينه اي براي آشنايي با فرهنگ غرب و دگرگوني افكار فروغ بود. او پس از بازگشت به ايران، در سال 1341 در يك كار مشترك با ابراهيم گلستان، فيلم خانه سياه را ساخت. در سال 1342 با شركت در نمايشنامه شش شخصيت، بازي چشمگيري از خود نشان داد و برنده جايزه اول اوبرهاوزن شد.
فروغ يكي از درخشان ترين چهرههاي شعر نو در تاريخ معاصر ايران است. اشعار لطيف و پرشور فروغ، بيان اعتراض به ستم بر زنان در جامعه ايران است.
مجموعه آثار فروغ عبارتند از: اسير، ديوار، عصيان، تولدي ديگر، ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد. اشعار فروق تاكنون به زبانهاي انگليسي، فرانسوي، آلماني، عربي، ژاپني، چيني، تركي، اسپانيايي و عبري ترجمه شده است.
فروغ در دوشنبه 24 بهمن1345 در جاده قلهك بر اثر تصادف رانندگي جان خود را از دست داد. فروغ در گورستان ظهيرالدوله به خاك سپرده شد.

آرزوی فروغ از زبان خودش:

آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آن‌ها با مردان است… من به رنج‌هایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی‌عدالتی مردان می‌برند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آن‌ها به کار می‌برم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیت‌های علمی هنری و اجتماعی زنان است…

قسمتي از شعر ”ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد“
نگاه کن که در اینجا
چگونه جان آن کسی که با کلام سخن گفت
و با نگاه نواخت
و با نوازش از رمیدن آرامید
به تیرهای توهم
مصلوب گشته است
و به جای پنج شاخه ی انگشتهای تو
که مثل پنج حرف حقیقت بودند
چگونه روی گونه او مانده ست
سکوت چیست ، چیست ، ای یگانه ترین یار ؟
سکوت چیست بجز حرفهای ناگفته
من از گفتن میمانم ، اما زبان گنجشکان
زبان زندگی جمله های جاری جشن طبیعتست .
زبان گنجشکان یعنی : بهار . برگ . بهار .
زبان گنجشکان یعنی : نسیم . عطر . نسیم
………….
این کیست این کسی که تاج عشق به سر دارد
و در میان جامه های عروسی پوسیده ست .
پس آفتاب سرانجام
در یک زمان واحد
بر هر دو قطب ناامید نتابید
تو از طنین کاشی آبی تهی شدی
و من چنان پرم که روی صدایم نماز میخوانند …
جنازه های خوشبخت
جنازه های ملول
جنازه های ساکت متفکر
جنازه های خوش بر خورد ،خوش پوش ، خوش خوراک
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد
ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ های تخیل
به داس های واژگون شده ی بیکار
و دانه های زندانی .
فواره های سبز ساقه های سبک بار
شکوفه خواهد داد ای یار ، ای یگانه ترین یار
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

اشتراک گذاری

کامنت بگذارید

Please enter your comment!
Please enter your name here